محمد سعيد جانب اللهى
247
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
شيشهدرمانى شبكورى : در روستاى كوهبنان ميانه بدنهء شيشهاى چراغ لامپاى آبى را مىسابيدند و گرد آن را روى جگر كبابشده مىريختند و به بيمار مىدادند ( فلسفى و ديگران : 218 ) . دمل : در بهار همدان شيشه را پودر كرده با خمير آرد گندم مخلوط مىكنند و روى آن مىگذارند ( حميدى و ديگران ، 1373 : 66 ) . در تهران پياز و كوبيدهء شيشه روى دمل مىگذارند ( شهرى : 5 / 422 ) . كچلى : در اردبيل نمك و كره محلى را روى گرد مهرهء آبى كه كوبيدهاند مخلوط كرده روى موضع مىماليدند ( وجدانىفر و ديگران : 304 ) . فلزدرمانى تبخال : در روستاى ييدىبلاغ ( زنجان ) كاسهء مسى را روى محل تبخال قرار مىدهند ( سپهرفر و ديگران : 238 ) . نيز بوسيدن دركوبهاى فلزى و قرار دادن يك تكه طلا بر روى محل تبخال مفيد است ( همانجا ) . در ايلام تبخال را بر چفت در مىگذاشتند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 260 ) . سرخك : در قائمشهر اگر فرد ناپاكى كودك مبتلا به سرخك را ببيند سينى مسى روى سر بيمار نگاه داشته ، روى آن آب مىريزند و كودك را خشك غسل مىدهند ( حسنى و ديگران ، 1382 : 245 ) . دفع نظر : در روستاى گاوان آهنگر ( قائمشهر ) سه عدد تخممرغ روى سر كودك مىچرخانند و روى سينى مسى مىشكنند تا دفع نظر شود ( حسنى و ديگران ، 1382 : 245 ) . مخملك : در اردبيل با آبطلا بدن مريض را شستشو مىدهند ( وجدانىفر و ديگران : 314 ) . در لرستان مقدارى كاه در آب مىريزند و آن را مىجوشانند . هنگامى كه آب سرد شد طلا در آب كاه مىزنند و سپس بدن مبتلا به مخملك را با آن مىشويند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 254 ) . رواندرمانى : در دليجان آب سيخ سرخ شده در آتش را به مدت معمولا يك هفته هر روز يك قاشق به بيمار مىخورانند ( نوبان و ديگران : 236 ) . اگزما : در اردكان چفت در آهنى را صبح ناشتا بر روى موضع دچار خشكى مىمالند ( طباطبايى : 673 ) . سياهزخم : در اردبيل سيخى را داغ كرده روى زخم مىگذارند و با آب تنباكو شستشو مىدهند ( وجدانىفر و ديگران : 311 ) . هول كردن : در هزاوه كسى كه هول كرده يعنى از چيزى ترسيده است اگر شديد نباشد يك قطعه طلا را در آب مىگذارند و از آب آن به او مىخورانند ( ضيغمى : 177 ) .